السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

213

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

نمىشود ، مگر از خرّيطان و حفّاظ و ناقدان حديث . « 1 » آنگاه قول به صحّت احاديث پيش‌گفته را از عدّه‌اى از حفّاظ و ناقدان حديث نقل كرده است . همچنين شيخ أحمد شاكر مىگويد : ابن خلدون از آنچه بدان علم نداشته ، پيروى كرده است ( اشاره به آيه 36 سوره‌ى مباركه اسراء ) و در فصلى كه بدين منظور در مقدمه‌ى كتابش گشوده ، به تناقض‌گويى عجيبى گرفتار شده و دچار اشتباهات فاحشى گشته است . ابن خلدون سخنان محدثان را به خوبى نفهميده و چنانچه به مقصود ايشان آگاهى مىيافت ، هرگز كلمه‌اى از آنچه را ادّعا كرده ، بر زبان جارى نمىساخت . « 2 » شيخ عباد نيز مىنويسد : ابن خلدون مورّخ است و از رجال حديث نيست . بنابراين درباره‌ى تصحيح و تضعيف احاديث نمىتوان به نظر وى اعتماد كرد ، بلكه تكيه‌گاه داورى بايد سخن امثال بيهقى ، عقيلى ، خطابى ، ذهبى ، ابن تيمية و ابن قيم و ديگر بزرگان حديث و خبرگان درايه باشند ، حديث‌شناسانى كه همگى اكثر احاديث المهدى را صحيح مىدانند . « 3 » به هر ترتيب ، استدلال متمسكين به تضعيفات ابن خلدون استدلالى محكوم به شكست است ، علاوه بر اين‌كه ابن خلدون به صحيح بودن چهار روايت از مجموع رواياتى كه نقل كرده ، نيز تصريح ورزيده است كه جهت اطلاع بيشتر به نقل آن‌ها مىپردازيم : « 4 » 1 . حديثى كه حاكم از طريق عون اعرابى از ابو صديق ناجى از ابو سعيد خدرى نقل كرده است . ابن خلدون در مقابل اين حديث سكوت اختيار كرده و هيچ ايرادى بدان وارد نساخته است . چون همگى راويانش نزد اهل سنت مورد اعتماد و وثوق‌اند و ابن خلدون هرچند به صحت آن تصريح نكرده ، ليكن خود سكوت وى در قبال آن ، نشانگر بىاشكال و صحيح دانستن آن است .

--> ( 1 ) . ابراز الوهم المكنون من كلام ابن خلدون / ابو الفيض غمارى شافعى / ص 443 . ( 2 ) . به نقل از : الرد على من كذب بالاحاديث الصحيحة الواردة فى المهدى ؛ مقاله‌اى است از شيخ عبد المحسن بن حمد العباد كه در مجلّه « الجامعه الاسلامية فى المدينة المنورة » / ش 1 / سال 12 / در سال 1400 هجرى به چاپ رسيده است . ( 3 ) . پيشين . ( 4 ) . تاريخ ابن خلدون / ج 1 / فصل 52 / صص 564 - 568 .